خواجه امام ظهير الدين نيشابورى / ابو حامد محمد بن ابراهيم ت 599
79
سلجوقنامه ( وذيل سلجوقنامه محمد بن ابراهيم ) ( فارسى )
چهارشنبه چهارم ماه جمادى الاول احدى و ستين و خمسمائه وفات شرف الدين گردبازو بود در ظاهر رى به زير گنبد شهنشاه و تابوت او بهمدان نقل كردند بمدرسهء كه انشا كرده بود اتابك پهلوان محمد سه روز در بارگاه او تعزيت داشت و امرا و اعيان دولت براى خاطر اتابك محمد حاضر شدند و اينانج بشاه مازندران پناهيده بود روز چهارشنبه يازدهم جمادى الاول اينسال ارسلان از رى كوچكرد و بسردولاب طهران نزول فرمود و هم درين روز رسول شاه مازندران با رسول اينانج بدرگاه رسيدند و بايام سابق باينانج ساوه و جرپادقان و مازندران نانپارهء كه داشت همه بازگذاشت تا تنهارى برو مقرر دارند و سلطان دل بر وى خوش كند چون خبر مرگ گردبازو بوى رسيد پشيمان شد ساوه تا جرپادقان و نانهاى افزون خواست رسول او را درين نوبت مستخف بازگردانيد و هيچ ملتمس باجابت مقرون نشد جواب اين بود كه اگر به خدمت مبادرت نمايد بنانى كه سلطان دهد قناعت كند روز سهشنبه هفتم رجب اين سال والدهء سلطان و مظفر الدين قزل ارسلان بعزم نخجوان از لشكرگاه حركت فرمودند و بالاى طهران فرود آمدند و روز سهشنبه منتصف رجب ، احدى و ستين و خمسمائه اتابك و امرا بجانب قلعهء فيروزكوه مازندران رفتند ميان استوناوند و اردهند و آنجا نزول كرد و سلطان بر سردولاب مقيم بود اينانج مستوحش و نااميد شد بسلطان خوارزمشاه تكش بن ارسلان پناهيد و از او استمداد نمود سلطان باز بهمدان آمد و اتابك به آذربايجان روان شد و ايالت رى بعمر بن على بار داد و او قلعهء طبرك را عمارت كرد و ذخاير و آلات و اسباب فراوان جمع كرد و استحكام عظيم نمود چه از هجوم اينانج ايمن نبود در سنهء اثنى و ستين و خمسمائه سلطان بمرغزار شرويار نزول كرد بحدود زنجان و اينانج از خوارزمشاه مدد آورده بود روى بعراق نهاد با لشكر گران برى آمد و يكچند روز طبرك را حصار داد به زودى اميد فتح نبود و پيش از وصول او عمر بن على بار استعانتنامه به اتابك ايلدگز بآذربايجان فرستاد و او برآمدن تعجيل مينمود اينانج حصار دادن طبرك بگذاشت و روى بابهر و زنجان نهاد بر عزيمت مصاف كه لشكر خوارزمشاه توقف نميكردند و ميخواستند كه نهب و غارت كنند و زود بازگردند چون اينانج متوجه زنجان شد ايلدگز نزديك رسيده بود سلطان از زنجان يك مرحله باستقبال اتابك مبادرت نمود چون اينانج وصول